نشریه فارن افرز بررسی کرد؛پیروزی در میدان جنگ و هراس از دیپلماسی؛ ایران چگونه از اهرم تنگه هرمز بهره می‌برد؟

میدل ایست نیوز: منظر و چشم انداز ژئوپلیتیک در پهنه خلیج فارس به شکلی بنیادین دگرگون شده است به طوری که این امر نشان می‌دهد محاسبات راهبردی اصلی، به طور کامل به نحوه مدیریت تهران بر اهرم‌های فشار نوظهور خود بر خطوط کشتیرانی بین‌المللی بستگی دارد.

به گزارش نشریه فارن افرز (Foreign Affairs) به نقل از میرو، این واقعیت ظریف و شکننده در دوران پس از جنگ، گواهی است بر این حقیقت که اگرچه بقای نظامی در ابعاد تاکتیکی می‌تواند موازنه فوری قدرت را تغییر دهد، اما تضمین ثبات اقتصادی در بلندمدت نیازمند چارچوب دیپلماتیک کاملاً متفاوتی است و این امکان وجود دارد که حاکمیت ایران با گروگان گرفتن زنجیره تأمین انرژی جهان، این ریسک را به جان بخرد که یک پیروزی دفاعی موقت را به یک انزوای اقتصادی دائم و آسیب‌پذیری نظامیِ مجدد بدل سازد.

در نهایت، چنانچه جمهوری اسلامی منفعت مالی کوتاه‌مدت را بر تضمین‌های امنیتی و ساختاری مقدم بدارد، ناگزیر همان موقعیت ژئوپلیتیکی را که برای حفظش جنگیده است، تضعیف خواهد کرد و این مسئله دشمنانش را بر آن خواهد داشت تا ساختار تجارت منطقه‌ای را به شکلی برگشت‌ناپذیر و برای همیشه بازطراحی کنند.

ایران در جنگ پیروز شد؛ جبهه‌ای استراتژیک و جدید

هنگامی که امریکا و اسرائیل در اواخر فوریه جنگ خود را علیه ایران آغاز کردند، نظام ایران در موقعیت ضعف بی‌سابقه‌ای قرار داشت. این کشور با بحران‌های اقتصادی و زیست‌محیطی وجودی، توانایی‌های دفاعی رو به کاهش، ناآرامی‌های داخلی و فشارهای خارجی پس از سرکوب اعتراضات ژانویه روبرو بود.

اما پس از ۴۰ روز جنگ و دو ماه آتش‌بس شکننده، جمهوری اسلامی سالم و تقویت‌شده بیرون آمد و به ابزار بازدارندگی جدید یعنی کنترل بر تنگه هرمز مجهز شد که از تمام تسلیحاتی که توسط دشمنانش هدف قرار گرفته بود، قدرتمندتر به نظر می‌رسد.

در اواخر آوریل، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه امریکا، اذعان کرد: تنگه هرمز به «سلاح هسته‌ای اقتصادیِ ایران» تبدیل شده است و اکنون جهان درک کرده که اگر به ایران حمله شود، این کشور تنگه را می‌بندد و بازارهای انرژی سراسر جهان را مختل می‌کند.

به بیان ساده، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، جنگ و مذاکرات برای پایان دادن به آن را باخت اما اگر تهران جایگاه خود را بد ارزیابی کند، ممکن است صلحی را ببازد که در پی این جنگ پدیدار خواهد شد. تفاهم‌نامه‌ای که بین ایران و ایالات متحده امضا شده، حل بسیاری از مسائل دشوار از جمله محدودیت‌های برنامه هسته‌ای ایران را به یک دوره مذاکراتی ۶۰ روزه موکول می‌کند.

اما وضعیت در تنگه هرمز پیچیده‌تر از آن چیزی است که اکثر مردم تصور می‌کنند. این تفاهم‌نامه، عبور ایمن کشتی‌های تجاری را بدون هیچ عوارضی برای ۶۰ روز تضمین می‌کند، در حالی که ایران و چه بسا خود امریکا به دنبال تعیین نحوه مدیریت تنگه پس از جنگ هستند. اما چه توافق نهایی حاصل شود و چه نشود، ایران روشن کرده است که قصد دارد پس از پایان دوره مذاکرات، محدودیت‌ها و عوارض جدیدی بر کشتی‌های تجاری که از تنگه عبور می‌کنند، اعمال کند.

در همین ارتباط، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکره‌کننده ارشد ایران، به صراحت اعلام کرده است: تنگه هرمز هرگز به وضعیت قبلی خود باز نخواهد گشت و قطعاً ما در ازای خدماتی که ارائه می‌دهیم، عوارض دریافت خواهیم کرد.

پیروزی در میدان، تدبیر در دیپلماسی

کاملاً قابل درک است که چرا چنین ترتیبات و توافقی ممکن است برای ایران وسوسه‌انگیز باشد. این کشور در طول جنگ متحمل خسارات اقتصادی عظیمی شد و اکنون مشتاق است هرگونه ذهنیت باقی‌مانده مبنی بر ضعف خود را کاملاً از بین ببرد. با این حال، اصرار بر حفظ وضعیتی که در آن تنگه هرمز به‌طور کامل و بدون دریافت عوارض به روی تمام خطوط کشتیرانی باز نباشد، ابزار بازدارندگی جدید ایران را به خطر می‌اندازد و احتمال بازگشت به منازعه را بیشتر می‌کند.

این رویکرد می‌تواند صنعت کشتیرانی جهانی را برای همیشه دگرگون کند و با شتاب بخشیدن به تلاش‌های جهانی برای یافتن مسیرهای جایگزین، هزینه‌های دشمنان ایران برای به راه انداختن یک جنگ در آینده را کاهش دهد و در نتیجه، تنگه هرمز ممکن است به مرکز بی‌ثباتی در دوران پس از جنگ تبدیل شود.

درست همان‌طور که ترامپ هنگام آغاز جنگ، در ارزیابی مزیت استراتژیک خود مبالغه کرد، اکنون با پایان جنگ، تهران نیز ممکن است در آستانه تکرار همان اشتباه باشد.

توافق یا عدم توافق

تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای میان امریکا و ایران، آتش‌بس‌های شکننده در ایران و لبنان را مستند می‌کند ضمن آنکه این متن تأکید دارد، ایران به دنبال توسعه تسلیحات هسته‌ای نخواهد رفت و متعهد می‌شود که ایالات متحده نیز فوراً محاصره دریایی خود را پایان داده و معافیت‌های وزارت خزانه‌داری را صادر کند تا ایران بتواند نفت خود را بفروشد.

این سند همچنین چارچوب یک توافق نهایی احتمالی از جمله رفع کامل تحریم‌ها در ازای واگذاری اورانیوم با غنای بالای ایران و یک تفاهم مشخص‌نشده درباره آینده غنی‌سازی در این کشور را ترسیم می‌کند.

با وجود اینکه این سند به ازسرگیری کشتیرانی از خلیج فارس به دریای عمان، امتیازات هسته‌ای ایران و کاهش تحریم‌ها اشاره دارد، جزئیات کار را مبهم باقی می‌گذارد و میتوان گفت: موانع بزرگی وجود دارند که دستیابی به یک توافق نهایی ظرف ۶۰ روز یا حتی در آینده را بعید می‌سازند.

واشنگتن صبر و حوصله لازم برای تکمیل یک توافق هسته‌ای پیچیده را که نیازمند سازوکارهای جدید نظارت و راستی‌آزمایی باشد، از خود نشان نداده است. رژیم تحریم‌های فعلی امریکا علیه ایران که در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ طراحی شد، به طور صریح و با استفاده از نام گذاری‌ها و برچسب‌های تحریمی هم‌پوشان تحت اختیارات نهادهای مختلف وضع گردید تا عملاً مانع از بازگشت به برجام شود و تعمداً پیچیدگی‌های حقوقی و اداری ایجاد کند و اکنون باز کردن این کلاف سردرگم، نیازمند نبوغ و ابتکار عمل بالایی است.

پیروزی نظامی ایران و چشم‌انداز شکننده دیپلماسی

از سوی دیگر، ممکن است رهبران جدید ایران نیز مایل به چیزی فراتر از یک توافق کوچک و دادوستد محور با امریکا نباشند. آن‌ها با توجه به خروج امریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ تنها سه سال پس از شکل‌گیری آن، به تعهد ترامپ به یک توافق بزرگ اعتمادی ندارند، به ویژه اینکه ایالات متحده و اسرائیل، پدر، همسر و اعضای خانواده (آیت الله)مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید ایران را شهید کرده‌اند.

گرچه شروط تفاهم‌نامه فعلی به نفع ایران است، اما شکاف میان شروط نهایی که تهران و واشنگتن حاضر به پذیرش آن هستند، ممکن است آن‌قدر عمیق باشد که دستیابی به یک توافق جامع را غیرممکن سازد. در نهایت، اسرائیل نیز ممکن است از نفوذ خود برای جلوگیری یا تضعیف یک توافق گسترده‌تر استفاده کند، به‌خصوص اگر همان‌طور که گزارش‌ها نشان می‌دهند، شروط آن به ضرر تل‌آویو باشد.

با این حال، سایه وضعیت تنگه هرمز بر سر تمام این مسائل سنگینی می‌کند به گونه‌ای که اگر تفاهم بر سر تنگه هرمز نهایی و تثبیت نشود، جنگ به راحتی می‌تواند از سر گرفته شود. شکست در بازگرداندن این آبراه بین‌المللی به وضعیت عادی و بدون محدودیتِ پیش از جنگ، وضعیتی ناپایدار و غیرقابل تحمل خواهد بود.

بازی با آتش

ایران هرگز از کنترل جدید خود بر تنگه هرمز بدون دریافت امتیاز دست نخواهد کشید. در ماه مه، ایران سازوکار جدیدی را تحت عنوان « نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» برای مدیریت تنگه هرمز ایجاد کرد.

در چارچوب این اقدام، ایران به صورت یک‌جانبه اعلام کرد: کنترل یک منطقه دریایی به شدت توسعه‌یافته را در دست دارد که این منطقه به آب‌های سرزمینی عمان و امارات نیز می رسد و کشتی‌ها را ملزم به دریافت مجوز پیش از حرکت در تنگه کرد و نشان داد که کشتی‌های نظامی کشورهای غیردوست اجازه عبور ندارند. علاوه بر این، ایران به طور مستمر علاقه شدید خود را به کسب درآمد از این تنگه ابراز کرده است.

سهم ایران از شاهراه‌های جهانی پس از پیروزی در جنگ

هیچ‌یک از این شرایط پیش از آغاز جنگ وجود نداشت. ترامپ بارها اعلام کرده بود که هرگز به ایران اجازه نخواهد داد برای عبور از تنگه هرمز عوارض تعیین کند، اما رهبران ایران به رسانه‌ها و شرکای خارجی خود گفته‌اند، این کشور قصد دارد پس از پایان دوره مذاکرات ۶۰ روزه تفاهم‌نامه، جمع‌آوری درآمد از طریق «عوارض زیست‌محیطی» و خدمات دیگر را آغاز کند.

ایران پیشنهاد داده است که « نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» PGSA به طور مشترک با عمان که در مجاورت تنگه قرار دارد، مدیریت شود و این در حالی است که امریکا اخیراً این سازمان را به دلیل ارتباط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحریم کرده است. با این حال، بر اساس این تفاهم‌نامه، واشنگتن ممکن است در بلندمدت بپذیرد که تنگه هرمز اساساً تحت مدیریت سپاه پاسداران باقی بماند.

اگر ایران بر تنگه هرمز عوارض وضع کند، این اقدام نه‌تنها عواقب وخیمی برای کشتیرانی جهانی خواهد داشت، بلکه به ضرر خود تهران نیز تمام خواهد شد چرا که شرکت‌های امریکایی، اروپایی و سایر شرکت‌های خارجی برای پرداخت پول یا حتی هماهنگی با نهادی که از سوی واشنگتن تحریم شده است، تردید خواهند کرد. به طور گسترده‌تر، سازمان PGSA با سپاه پاسداران در ارتباط است که خود تحت تحریم‌های اتحادیه اروپا، استرالیا، کانادا و دیگر کشورهای کلیدی قرار دارد.

حتی اگر عمان به این سازمان بپیوندد و امریکا نیز در نهایت با طرح دریافت عوارض موافقت کند، یکی از پررفت و آمد ترین گلوگاه‌های دریایی جهان عملاً تنها در دسترس شبکه کشتی‌های غیرقانونی ایران معروف به «ناوگان ارواح» و کشتی‌هایی قرار خواهد گرفت که از تحریم‌های امریکا و اروپا تأثیری نمی‌پذیرند.

این یک پایان غیرقابل قبول برای کشورهای خلیج و همچنین بخش بزرگی از آسیا و اروپا است. در همین ارتباط، یک دیپلمات اروپایی اخیراً تصریح کرد: این اتحادیه در همراه کردن چین برای اعمال فشار بر ایران جهت جلوگیری از اجرای چنین سازوکاری، هیچ تردیدی به خود راه نخواهد داد.

واکاوی بی‌ثباتی منطقه‌ای پس از پیروزی ایران در جنگ

این پویایی، تلاش‌های منطقه را برای یافتن مسیرهای جایگزین جهت دور زدن تنگه هرمز سرعت خواهد بخشید و این پروژه اگر چه زمان‌بر و هزینه‌بر است اما حیاتی خواهد بود، چرا که تنگه هرمز دیگر به طور کامل باز نیست.

اگرچه جنگ نشان داد یافتن مسیرهای جایگزین چقدر دشوار است، اما کشورهای حاشیه خلیج انگیزه‌ای قوی برای توسعه زیرساخت‌های جدید انرژی فراتر از تنگه هرمز خواهند داشت. به همین ترتیب، مخالفت ایران با عبور کشتی‌های جنگی نیز غیرقابل استمرار است به طوری که ایالات متحده و فرانسه پایگاه‌های دریایی کلیدی در منطقه دارند که دسترسی به آن‌ها تنها از طریق این تنگه امکان‌پذیر است و وجود آن‌ها برای امنیت منطقه ضرورت دارد.

 

رمز و راز تنگه هرمز

ایران اکنون با یک انتخاب صریح و سرنوشت‌ساز روبروست به شکلی که یا از تنگه هرمز به عنوان ابزاری برای کسب درآمد یا به عنوان یک تضمین امنیتی استفاده نماید اما احتمالاً نمی‌تواند هر دو را با هم داشته باشد.

ارزش بازدارندگی تنگه هرمز، به طور کامل به اعتبار «تهدید به بستن آن» بستگی دارد. زمانی که ایران تلاش می‌کند از حق عبور کشتی‌ها سودجویی کند یا جریان آزاد تجارت را در آن به مخاطره اندازد، قوی‌ترین استدلال خود علیه جنگ یعنی هزینه‌های سنگینی را که به حمله علیه ایران گره خورده است، تضعیف می‌کند.

ایران با تحمیل کردن دریافت عوارض، خوراک تبلیغاتی و بهانه‌های لازم را برای بدنه بزرگ حامیان جنگ با ایران در امریکا و اسرائیل یعنی کسانی که از بازگشت به جنگ و منازعه استقبال می‌کنند و سودجویی و کنترل ایران بر تنگه را یک نتیجه نهاییِ غیرقابل قبول می‌دانند، فراهم می‌کند.

تنگه هرمز تنها مسئله‌ای نیست که ایرانِ پس از جنگ را شکل می‌دهد. ایران به عنوان یکی از امضاکنندگان پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)، باید به تعهدات خود پایبند باشد و به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه دهد تا حضور خود را برای تضمین عدم تلاش پنهانی جهت دستیابی به سلاح هسته‌ای، مجدداً تثبیت کند.

این کشور باید بازسازی روابط با همسایگانی را آغاز کند که در جنگی ناخواسته، هدف قرار گرفتند. همچنین ایران باید به مطالبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم خود نیز پاسخ دهد چرا که در غیر این صورت با خطر ناآرامی‌های ساختاری مواجه خواهد شد که کشور در ۳۰ سال گذشته از آن‌ها آسیب دیده است. اگر نظام تهران پیروزی در مذاکرات و برتری بر امریکا را نقطه پایان و فتح الفتوح خود بداند، مرتکب اشتباه بزرگی شده است زیرا حقیقت امر این است که تفاهم‌نامه و حتی یک توافق گسترده‌تر میان امریکا و ایران، تنها گام‌های نخست در مسیری پر از چالش است.

شش ماه پیش، اسرائیل و امریکا در موقعیت مطلوبی قرار داشتند. ایران هرچقدر هم که ضعیف بود، هرگز تسلیم مطلق خواسته‌های ترامپ از جمله برچیدن کامل برنامه هسته‌ای‌اش نمی‌شد، اما ممکن بود یک توافق جامع را بررسی کند که از جنگ جلوگیری می‌کرد و در ازای امتیازات بزرگ در برنامه هسته‌ای و رفتارهای منطقه‌ای‌اش، کاهش حیاتی تحریم‌ها را برایش به ارمغان می‌آورد.

اما امریکا و اسرائیل به جای بهره‌برداری از دستاوردهای نظامی جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ برای خلق دستاوردهای استراتژیک بلندمدت، بی‌پروا رفتار کردند و به تنش‌ها دامن زدند در حالی که این رفتار آن‌ها را در موقعیت به مراتب بدتری قرار داد.

اکنون ایران نیز با دوراهی مشابهی روبروست به این شکل که این کشور تصور می‌کند در جنگ اخیر پیروز شده است و احتمالاً وسوسه می‌شود تا برای بهره‌برداری از این مزیت، فشار بیاورد اما ورق به راحتی می‌تواند برگردد.

بیشتر کشورهای جهان خواهان بازگشایی تنگه هرمز بدون وضع هیچ‌گونه عوارض و هزینه‌ای هستند اما کشتیرانی آزاد و بدون محدودیت در این تنگه، به نفع خود تهران نیز هست.

ایران باید از تاریخ ایالات متحده درس بگیرد و راهبرد رئیس‌جمهور آبراهام لینکلن را خطاب به ژنرال‌هایش پس از تسلیم کنفدراسیون در آپوماتوکس الگو قرار دهد جایی که او به ژنرال‌هایش گفت: «بگذارید به راحتی برخیزند.» (گفتنی است لینکلن معتقد بود که هدف نهایی جنگ، حفظ یکپارچگی ایالات متحده است، نه نابودی هموطنان جنوبی. او می‌دانست که اگر با جنوبی‌های شکست‌خورده با خشونت و تحقیر رفتار شود، بذر کینه و جنگ‌های داخلی بعدی کاشته خواهد شد. بنابراین، او به ژنرال‌هایش دستور داد که شرایط تسلیم را بسیار آسان و محترمانه بگیرند.‌)

نویسنده مقاله در پایان با تاکید بر این مثال مشهور که «در برابر وسوسه انجام مجازات حداکثری مقاومت کنید»، می افزاید: اگر غرور بیش از حد، ایران را به سمت مجازات امریکا در تنگه هرمز سوق دهد، این کشور نخواهد توانست شرایط پایدار و لازمی را که برای افزایش شانس بقای خود به آن نیاز دارد، برقرار کند.

توانایی بستن تنگه هرمز، قوی‌ترین تضمین امنیتی است که جمهوری اسلامی تا به حال در اختیار داشته است به گونه ای که این بازدارندگی پایدارتر، معتبرتر و با قابلیت استفاده فوری‌تر از بازدارندگی هسته‌ای است و بنابر این هوشمندانه‌ترین کاری که تهران در حال حاضر می‌تواند انجام دهد، این است که از این ابزار درست استفاده کند.

نوشته <div class=’subtitle’>نشریه فارن افرز بررسی کرد؛</div>پیروزی در میدان جنگ و هراس از دیپلماسی؛ ایران چگونه از اهرم تنگه هرمز بهره می‌برد؟ اولین بار در میدل ایست نیوز. پدیدار شد.

خروج از نسخه موبایل