میدل ایست نیوز: جنگی که در 28 فوریه 2026 میان امریکا و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر آغاز شد، صرفا یک رویارویی نظامی مقطعی در خاورمیانه نبود، بلکه طی چند روز به آزمونی واقعی برای امنیت کشورهای حوزه خلیج فارس تبدیل شد.
به گزارش الخلیج آنلاین، با گسترش پیامدهای این جنگ، کشورهای منطقه خود را در برابر وضعیتی تازه یافتند که نشان میداد هرگونه درگیری میان قدرتهای بزرگ میتواند به آستانه مرزهایشان کشیده شود و امنیت و منافعشان را تحت تاثیر قرار دهد حتی اگر آنها طرف مستقیم درگیری نباشند.
منطقه خلیج فارس که طی دههها امنیت خود را بر پایه چترهای امنیتی و ائتلافهای بینالمللی بنا کرده بود، در جریان این رویارویی متوجه شد که موقعیت جغرافیاییاش ممکن است آن را ناخواسته وارد معادلات و جنگهایی کند که خود در آنها هیچ نقشی نداشتند.
با دستیابی به توافق آتشبس و پایان یافتن مرحله تشدید تنشها، مهمترین پرسش این است: کشورهای حوزه خلیج فارس چه درسهایی از این جنگ آموختند؟
قدرت ایران در حال افزایش است
ایران یک منبع جدید برای نفوذ و اعمال فشار بر اقتصاد جهانی به دست آورده و قصدی برای کنار گذاشتن آن ندارد. تهران نشان داده است که با استفاده از تعداد نسبتا کمی موشک و پهپاد میتواند یک محاصره موثر بر یکی از مهمترین گذرگاههای حیانی نفتی جهان ایجاد کند.
همچنین آشکار شد که نفوذ ایران به تهران امکان خواهد داد، فارغ از ماهیت توافقی که با کاخ سفید به آن دست یافت، هر زمان که بخواهد تنگه هرمز را تهدید کند.
در همین راستا، عربستان و امارات صادرات نفت خود را به ترتیب از طریق خطوط لوله «شرق_غرب» و «حبشان_الفجیره» تغییر مسیر دادند و امارات همچنین در حال ساخت یک خط لوله دوم برای دور زدن تنگه است.
اما سایر کشورهای منطقه، گزینههای جایگزین برای عبور از تنگه از نظر سیاسی و تجاری، کارایی کمتری دارند. مثلا، کویت، قطر و بحرین ناچار خواهند بود تولیدات خود را از طریق خطوط لولهای صادر کنند که یا از عربستان میگذرد یا از عراق.
خسارات سنگین
برای درک خطراتی که کشورهای حوزه خلیج فارس با آن مواجه هستند، باید به ابعاد خسارتهایی که در نتیجه جنگ و حملات ایران وارد شد پی برد.
بین اواخر فوریه تا اواسط آوریل، ایران بیش از 6 هزار و 400 موشک و پهپاد به سمت کشورهای حوزه خلیج فارس شلیک کرد که موجب خسارات سنگین به زیرساختها، اختلال در فعالیتهای صنعتی و وقوع تلفات انسانی شد.
بر اساس گزارشهای مختلف کشورهای خلیج فارس، مهمترین این خسارات به شرح زیر است:
- حمله به نیروگاه هستهای براکه امارات.
- خسارت به تاسیسات نفتی و حملونقل در الفجیره و زیرساختهای حیاتی در دبی و ابوظبی.
- اختلال در جریان حملونقل و تجارت در پی حملات به فرودگاه بینالمللی دبی و بندر جبل.
- حمله به فرودگاه بینالمللی کویت و تاسیسات برق، آب و نفت.
- حملات مستمر به پایگاههای نظامی و تاسیسات راهبردی کویت که خسارات جانی و مالی به جای گذاشت.
- حمله به مجتمع راس لفان قطر.
- خسارت به تاسیسات راس لفان و مسیعید که بخش انرژی را دچار اختلال کرد.
- حمله به فرودگاهها، مناطق غیرنظامی و تاسیسات انرژی در عربستان.
- حملات مستمر به بحرین که بارزترین آنها آتشسوزی بزرگی در پالایشگاه باپکو بود.
- توقف جریان کشتیرانی به خاطر بسته شدن تنگه هرمز و لغو پوششهای بیمه دریایی.
- بسته شدن حریم هوایی کشورهای خلیج فارس و فلج شدن پروازها و گردشگری که خساراتی حدود 40 میلیارد دلاری به همراه داشت.
- سقوط شدید ارزش سهام کشورهای خلیج فارس.
- ضربه جدی جنگ به خلیج فارس به عنوان منطقهای امن برای سرمایهگذاری.
ایجاد یک سیاست موثر
یاسر عبدالعزیز نویسنده و پژوهشگر سیاسی بر این باور است که جنگ اخیر کشورهای حوزه خلیج فارس را وا میدارد که طی سالهای آتی، نگاه راهبردی خود را نسبت به ایران بازتعریف کنند.
وی در گفتوگو با الخلیج آنلاین بیان کرد که پرداختن به این پرونده نباید صرفا به خود تهران محدود شود، بلکه باید شبکه بازیگران منطقهای و بینالمللی مرتبط با آن را نیز در بر گیرد.
وی افزود که صحنه تحولات فراتر از دو طرف مستقیم درگیری، یعنی ایران و امریکاست و بازیگرانی مثل اسرائیل که به سمت تشدید درگیریها سوق داده است و نیز ترکیه، اتحادیه اروپا و ناتو به عنوان طرفهایی موثر که در شکلدهی به توازنهای منطقهای نقش دارند را نیز شامل میشود.
بر این اساس، وی تاکید کرد که تحلیل مواضع این قدرتها طی جنگ، گامی کلیدی در جهت ایجاد یک سیاست کارآمدتر در خلیج فارس به شمار میآید.
عبدالعزیز همچنین بر این باور است که گفتوگوی مستقیم با ایران برای کاهش تنشهای به وجود آمده از زمان انقلاب 1979 ایران همچنان ضروری است.
وی بر این باور است که پروندههایی مانند صدور انقلاب، گسترش نفوذ منطقهای و فرقهگرایی سیاسی، تنها از طریق مذاکراتی مبتنی بر عناصر واقعی قدرت قابل حل هستند.
این تحلیلگر همچنین معتقد است که کشورهای خلیج فارس در عمل اهرمهای فشار مهمی در اختیار دارند که ائتلاف پاکستان–ترکیه و عربستان از جمله آنهاست. وی بر این باور است که این اهرم، میتواند نوعی توازن منطقهای ایجاد کند و موقعیت مذاکراتی قویتری به کشورهای خلیج فارس در برابر تهران بدهد.
وی در ادامه به استفاده از موقعیت ژئوپلیتیکی این کشورها و امکان گسترش این محور به کشورهای آسیای مرکزی که میتواند به مهار نفوذ ایران کمک کند، اشاره کرد.
از طرفی دیگر عبدالعزیز گفت که جنگ اخیر محدودیت اثرگذاری حضور نظامی امریکا در منطقه را آشکار کرده است و پایگاههای امریکایی با وجود هزینههای سنگینی که این کشورها برای میزبانی آنها میپردازند، نتوانستند سطح بازدارندگی مورد انتظار را ایجاد کنند.
عبدالعزیز در ادامه خواستار بررسی دقیق نقش اسرائیل شد و گفت که تل آویو از شکلگیری «محور سنی» شامل قطر و ترکیه سخن میگوید و آن را به اخوان المسلمین مرتبط میداند. به گفته وی این موضوع بیانگر تصورات اسرائیل از درگیریهای مرحله آینده است و باید در روند توافقات ابراهیم و هرگونه حرکت آینده به سمت عادیسازی روابط بازنگری شود.
در خصوص اروپا نیز عبدالعزیز اشاره کرد که مواضع برخی کشورهای اروپایی در این بحران نسبت به امریکا متمایزتر بوده است. وی مواضع ایتالیا، اسپانیا و فرانسه که اهمیت ثبات خلیج فارس و ضرورت توقف جنگ را درک کردند، را تحسین کرد.
در پایان، عبدالعزیز گفت که مرحله آینده مستلزم آن است که کشورهای خلیج فارس مواضع تمامی قدرتهای موثر را بررسی و شبکهای از روابط و ائتلافها را بر پایه منافع راهبردی ایجاد کنند تا امنیت منطقه تقویت شود و توان آنها برای مواجهه با چالشهای آینده افزایش یابد.
نوشته کشورهای حوزه خلیج فارس چه درسهایی از جنگ امریکا و اسرائیل با ایران گرفتند؟ اولین بار در میدل ایست نیوز. پدیدار شد.

















