جشنواره بینالمللی هنر باکو میزبان نمایش اثر سینمایی ـ موسیقایی «Oh to Believe in Another World» ساخته ویلیام کنتریج است؛ اثری حدوداً یکساعته که انیمیشن کلاژی، حرکت زنده، عروسکها و طراحی صحنه را با اجرای زنده سمفونی دهم شوستاکوویچ ترکیب میکند. این اثر با نگاهی به تاریخ استالینیسم، سرکوب سیاسی و آرمانهای ازدسترفته، مرز میان سینما، موسیقی و هنرهای تجسمی را به چالش میکشد.
جشنواره بینالمللی هنر باکو در جمهوری آذربایجان، نمایش اثری از ویلیام کنتریج، هنرمند و فیلمساز اهل آفریقای جنوبی، را در برنامه خود قرار داده است. اثر «Oh to Believe in Another World» که میتوان عنوان آن را «ایمان به جهانی دیگر» ترجمه کرد، یک تجربه سینمایی ـ موسیقایی است که تصویر متحرک را در پیوند مستقیم با اجرای زنده ارکستر قرار میدهد. گاردین در گزارشی منتشرشده در ۳۰ اکتبر، این اثر را ترکیبی از انیمیشن کلاژی، عروسکگردانی، رقص و طنزی تلخ توصیف کرده که از طریق زبان بصری، به موضوعاتی مانند اندوه، آرمانگرایی و خشونت سیاسی میپردازد.
این فیلم با اجرای زنده سمفونی دهم دیمیتری شوستاکوویچ همراه است؛ اثری که در سالهای پس از مرگ ژوزف استالین اجرا شد و اغلب در پیوند با فضای سیاسی و روانی دوران استالینیسم بررسی میشود. کنتریج برای ساخت جهان بصری فیلم از ماکتها، ماسکها و پیکرههایی الهامگرفته از شخصیتهای تاریخی اتحاد شوروی، از جمله استالین، لنین، تروتسکی و شاعر ولادیمیر مایاکوفسکی، استفاده کرده است. ترکیب این چهرهها با حرکتهای نامتعارف و صحنهپردازیهای گاه گروتسک، فضای اثر را میان تراژدی و طنز سیاه قرار میدهد.
اهمیت این پروژه در آن است که موسیقی صرفاً پسزمینهای برای تصاویر نیست. به روایت گاردین، فیلم از ابتدا برای همراهی با سمفونی طراحی شده و ریتم و ساختار تصویری آن در ارتباط مستقیم با موسیقی شکل گرفته است. نتیجه، اثری است که از قالب متعارف نمایش فیلم با ارکستر زنده فاصله میگیرد و تلاش میکند تجربهای یکپارچه از صدا، حرکت و تصویر بسازد. در این ساختار، مخاطب نهفقط داستانی درباره شخصیتهای تاریخی، بلکه بازتابی از کشمکش میان امید به جهانی بهتر و پیامدهای سرکوب و قدرت سیاسی را دنبال میکند.
نمایش این اثر در باکو همچنین پیوند میان هنر معاصر و میراث موسیقی کلاسیک را برجسته میکند. کنتریج با استفاده از تکنیکهای دستی و تصاویر ساختهشده از مواد و مدلهای فیزیکی، در برابر انیمیشن دیجیتال کاملاً صیقلی، زبانی بصری با بافت و ناپایداری خاص خود ایجاد میکند. مضمون اثر نیز به تجربهای تاریخی محدود نمیماند؛ پرسش درباره سرنوشت آرمانهای سیاسی، خشونت حکومتها و امکان تصور جهانی متفاوت، آن را به تأملی درباره رابطه هنر و قدرت تبدیل میکند. گزارش گاردین این اثر را نمونهای برجسته از ترکیب سینما و اجرای زنده معرفی کرده است؛ هرچند ارزیابی نهایی آن به تجربه مخاطبان و اجرای هر نوبت نمایش نیز بستگی دارد.







